تبلیغات
وبلاگ تخصصی محیط زیست

وبلاگ تخصصی محیط زیست
دانلود مقالات isi و کتب خارجی- مشاوره انجام پایان نامه کارشناسی ارشد آلودگی محیط زیست
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره وبلاگ چیست؟





صفحات جانبی

دین و اخلاق زیست محیطى

چشمهاى جهانیان به ما دوخته شده است؛ آنان مى خواهند اسلام را از رفتار ما بشناسند. این رفتار و كردار ماست كه مى تواند اسلام واقعى را به جهانیان بنمایاند. نگاهى گذرا به آیات قرآن و زندگى معصومان روشن مى سازد كه عدالت در رفتار و كردار از مهم ترین فضایل اخلاقى است؛ اما عدالت نه فقط در میان انسانها، بلكه در برخورد با نعمتهاى الهى و دیگر موجودات كه چون ما حیات دارند و شاید گاه در تصدیق و تكریم مقام ربوبیّت از ما پیش تر باشند نیز مطرح است. اینكه با دست یافتن به تكنیك و فن آورى، با حیوانات و گیاهان با بدى و بى توجهى رفتار كنیم خلاف عدالت است.

نویسنده : عطیه فاضل دربندی

منبع: فصل نامه فرهنگ جهاد - شماره 35



امروزه با اینكه دستگاههاى تولیدى و ماشینى گسترده شده و همه چیز را تحت الشعاع قرار داده، دامدارى و كشاورزى مهم ترین بخش از زندگى انسان را تشكیل مى دهد. نیاز به این دو تا آن پایه مهم است كه گاه كشورهاى قدرتمندى همچون روسیه براى رفع نیازمندى خود ناچار مى شوند با دادن امتیازهاى سیاسى، به سوى كشورهاى قطب مخالف، دست نیاز دراز كنند.

از این رو در اسلام و تعلیمات حیات آفرین آن، دامدارى و كشاورزى اهمیت بسیارى یافته است. اسلام، مسلمانان را به این دو تشویق نموده كه به عنوان نمونه، سخنى چند را یادآور مى شویم:  

«پیامبر اكرم ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ به یكى از بستگانش فرمود: چرا در خانه ات بركت نمى آورى. عرض كرد: منظورتان از بركت چیست؟ فرمود: گوسفند شیرده! سپس اضافه فرمود: هر كس در خانه خود گوسفند شیرده یا گاو ماده داشته باشد، سر تا پا بركت است.»  

«از پیامبر نقل شده كه درباره اهمیت گوسفند فرمود: گوسفند سرمایه بسیار خوبى است.»  

در تفسیر نور الثقلین ذیل آیات مورد بحث از امام امیرالمؤمنان على ـ علیه السلام ـ مى خوانیم:

«بهترین چیزى كه انسان در خانه براى خانواده خود تهیه مى كند گوسفند است، هر كس در منزل خود گوسفندى داشته باشد، در هر روز فرشتگان خدا دو بار او را تقدیس مى كنند

ممكن است شرایط تربیت كردن گوسفند در خانه براى بسیارى فراهم نباشد، ولى هدف اصلى این است كه به تعداد خانواده ها تولید و تربیت گوسفند به طور مستمر انجام گیرد. در اهمیت زراعت نیز همین بس كه امیرمؤمنان على ـ علیه السلام ـ مى فرماید:

«من وجد ماءً و تراباً ثم افتقر فابعده اللّه.»  

«هر كس آب و خاكى داشته باشد و با این حال فقیر باشد، خدا او را از رحمت خویش دور كند

بدیهى است این گفتار بزرگ، همان گونه كه درباره یك فرد صادق است درباره یك ملت نیز صدق مى كند؛ مردمى كه آب و خاك به قدر كافى دارند و امّا باز هم به دیگران نیازمندند، مسلم است كه از رحمت الهى به دورند!

از پیامبر ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ نقل شده است كه فرمود:

«علیكم بالغنم و الحرث فانهما یروحان بخیر و یغدوان بخیر.»  

«بر شما باد كه به تربیت گوسفند و كشاورزى بپردازید كه در رفت و آمد هر دو (آغاز و انجامشان) خیر و بركت است

از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده كه فرمود:

«ما فى الاعمال شىء احب الى اللّه من الزراعة.»  

«هیچ عملى نزد خدا از زراعت محبوب تر نیست

همچنین در حدیثى از امام صادق ـ علیه السلام ـ مى خوانیم:

«الزارعون كنوز الانام یزرعون طیباً اخرجه اللّه عز و جل و هم یوم القیامة احسن الناس مقاماً و اقربهم منزلة یدعون المباركین.» 

«كشاورزان گنجهاى مردم اند، غذاى پاكیزه را كه خداوند ارزانى داشته زراعت مى كنند و آنها در روز قیامت برترین مقام را دارند و به خدا نزدیك ترند و آنها را به نام "مباركها" صدا مى زنند

وقتى امامان معصوم تا این حد از كشاورزى و دامدارى سخن مى گویند، چگونه ما به خود اجازه مى دهیم كه این چنین با طبیعت رفتار كنیم؟ شاخه اى را بشكنیم و درختى را ریشه كن كنیم؛ یا وقتى حیوانى را مى بینیم، با نهایت بى رحمى با آن رفتار مى كنیم. ما سرمشقى بهتر از پیامبران و امامان معصوم نداریم و باید از آنان درس بگیریم. آیا نمى دانیم كه آن بزرگواران چگونه با این طبیعت زیبا كه به بیان قرآن هر دم در حال حمد و ثناى پروردگار است، رفتار مى كردند؟

بحثهاى خود را درباره نمودهاى اخلاق زیست محیطى، در ضمن چند فصل به شما خوانندگان ارجمند تقدیم مى داریم.

 

فصل اول: اخلاق زیست محیطى در قرآن كریم

سلیمان در وادى مورچگان

پرواضح است كه سخن به میان آوردن از این داستان، نشان از اهمیت موضوع براى پروردگار عالمیان دارد. خداوند در آیه 18 سوره نمل مى فرماید:

(حتى اذا اتوا على واد النمل قالت نملة یا ایها النمل ادخلو مساكنكم لا یحطمنّكم سلیمان و جنوده و هم لا یشعرون)

«تا به سرزمین مورچگان رسیدند، مورچه اى گفت: اى مورچگان! به لانه هاى خود بروید تا سلیمان و لشكرش شما را پایمال نكنند در حالى كه نمى فهمند

سلیمان با آن لشكر عظیم حركت كرد تا به سرزمین مورچگان رسید. مورچه اى از مورچگان، همنوعان خود را مخاطب قرار داد و آنها را از خطر احتمالى آگاه ساخت.

از عبارت «در حالى كه نمى فهمند» برداشت مى شود كه عدالت سلیمان حتى بر مورچگان ظاهر و آشكار بود؛ چرا كه مفهومش این است كه اگر آنها متوجه باشند، حتى مورچه ضعیفى را پایمال نمى كنند و اگر پایمال كنند، بر اثر عدم توجه آنهاست. در آیه بعد چنین آمده است:

(فتبسم ضاحكاً من قولها وقال رب اوزعنى ان اشكر نعمتك التى انعمت علىَّ و على والدىَّ و ان اعمل صالحاً ترضه و ادخلنى برحمتك فى عبادك الصالحین)

«(سلیمان) از سخن او تبسمى كرد و خندید و گفت: پروردگارا! شكر نعمتهایى را كه بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته اى به من الهام فرما و توفیق مرحمت كن تا عمل صالحى كه موجب رضاى تو گردد، انجام دهم و مرا در زمره بندگان صالحت داخل نما

در اینكه چه چیز سبب خنده سلیمان شد، مفسران سخنان گوناگونى دارند؛ اما برخى گفته اند این خنده شادى بود؛ چرا كه سلیمان متوجه شد حتى مورچگان به عدالت او و لشكریانش اعتراف دارند و تقواى آنها را مى پذیرند. برخى دیگر گفته اند كه سلیمان از آن شاد شد كه با آن همه حشمت و مكنت و قدرت، مورى زیر پاى لشكریان او آزرده نمى شود.

آنچه شایان توجه است آن كه سلیمان با داشتن آن قدرت و حكومت بى نظیر، از خدا مى خواهد تا به وى توفیق دهد همیشه عمل صالح انجام داده و در زمره بندگان شایسته باشد. روشن است كه هدف نهایى سلیمان قدرت نیست. او همه اینها را مقدمه اى براى جلب خشنودى و رضاى خدا مى داند.  

داستان هدهد و ملكه سبا

در سوره نمل، در ادامه داستان سلیمان آمده است:

(و تفقَّد الطیر فقال مالى لا ارى الهد الهد ام كان من الغائبین لاَُعَذِّبَنَّهُ عذاباً شدیداً و لا ذبحنَّه او لیاتینى بسلطان مبین)  

«(سلیمان) در جست و جوى پرنده (هدهد) برآمد و گفت: چرا هدهد را نمى بینم یا اینكه او از غائبان است؟ من او را قطعاً كیفر شدیدى خواهم كرد یا او را ذبح مى كنم یا دلیل روشنى براى من بیاورد

اینكه سلیمان هدهد را ندید و در جست و جوى او برآمد، به وضوح بیانگر این حقیقت است كه وى به دقت، مراقب اوضاع حكومت خود بود و حتى غیبت یك مرغ از چشم او پنهان نمى ماند! اینكه سلیمان ابتدا گفت: «من او را نمى بینم» و سپس افزود «یا اینكه او از غائبان است» ممكن است اشاره به این باشد كه او بدون عذر موجهى حضور نداشته یا با عذر موجهى غیبت كرده است.

سلیمان براى اینكه حكم غیابى نكرده باشد و در ضمن غیبت هدهد بر دیگر پرندگان ـ و بلكه مأموران حكومت ـ اثر منفى نگذارد افزود: من او را قطعاً كیفر شدیدى خواهم داد، یا او را ذبح مى كنم؛ مگر اینكه براى غیبتش دلیل روشنى بیاورد. منظور از «سلطان» در اینجا دلیلى است كه مایه تسلط انسان بر اثبات مقصودش شود و تأكید آن به وسیله «مبین» براى این است كه این پرنده متخلّف «حتماً» باید دلیل روشنى براى تخلف خود اقامه كند.

در حقیقت سلیمان بى آنكه عجله اى در كار داورى به خرج داده باشد، در صورت ثبوت تخلف، تهدید لازم را انجام داد و حتى براى تهدید خود دو مرحله قائل شد كه متناسب با مقدار گناه بوده است. او با این كار خود نشان داد كه حتى در برابر پرنده ضعیفى، تسلیم دلیل و منطق است و هرگز بر قدرت و توانایى خود تكیه نمى كند.

نكته جالب آنكه سلیمان به حدى به لشكریان خود و حتى پرندگانى كه مطیع فرمان او بودند آزادى و امنیت و جسارت داده بود كه هدهد بدون ترس و با صراحت به او مى گوید: «من به چیزى آگاهى یافتم كه تو از آن آگاه نیستى.» برخورد او با سلیمان همچون برخورد درباریان چاپلوس با سلاطین جبار كه براى بیان یك واقعیت، نخست مدتى تملق مى گویند، نبود. اینها همه آثار دیانت و عدالت و خداترس بودن سلیمان است. 

سلیمان حكیمى بود كه در عین قدرت جز با منطق سخن نمى گفت و حتى در گفت و گو با پرنده اى همچون هدهد، حق و عدالت را زیر پا نمى نهاد.

فصل دوم: اخلاق زیست محیطى در نهج البلاغه

وصیت امام على ـ علیه السلام ـ در بازگشت از صفین

على ـ علیه السلام ـ در نهج البلاغه با مهربانى و زیبایى بسیار درباره گیاهان سخن گفته است. امام در بازگشت از جنگ صفین این چنین وصیت مى كند:

«این دستورى است كه بنده خدا على بن ابى طالب، امیرمؤمنان، نسبت به اموال شخصى خود، براى خشنودى خدا داده است، تا خداوند با آن به بهشتش درآورد، و آسوده اش گرداند. همانا سرپرستى این اموال بر عهده فرزندم حسن بن على است؛ آن گونه كه رواست از آن مصرف نماید و از آن انفاق كند، اگر براى حسن حادثه اى رخ داد و حسین زنده بود، سرپرستى آن را پس از برادرش بر عهده گیرد و كار او را تداوم بخشد. پسران فاطمه از این اموال به همان مقدار سهم دارند كه دیگر پسران على خواهند داشت؛ من سرپرستى اموالم را به پسران فاطمه واگذاردم، تا خشنودى خدا و نزدیك شدن به رسول الله ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ و بزرگداشت حرمت او و احترام پیوند خویشاوندى پیامبر را فراهم آورم. و با كسى كه این اموال در دست اوست شرط مى كنم كه اصل مال را حفظ كرده تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق كنند و هرگز نهالهاى درخت خرما را نفروشند تا همه این سرزمین یكپارچه به گونه اى زیر درختان خرما قرار گیرد كه راه یافتن در آن دشوار باشد.»  

این گونه وصیت، آن هم به فرزندانى همچون حسن و حسین ـ علیهما السلام ـ نمایانگر اهمیت برخورد نیك با درختان، به ویژه درخت نخل و حفظ آنهاست.

فرمان امام به مأموران جمع آورى مالیات

امام على ـ علیه السلام ـ در نامه اى ضمن آموزش اخلاق اجتماعى به كارگزاران اقتصادى، چگونگى رفتار با حیوانات را نیز متذكر مى شود:

«با ترس از خدایى كه یكتاست و همتایى ندارد حركت كن. در سر راه، هیچ مسلمانى را نترسان یا با زور از زمینى نگذر و افزون تر از حقوق الهى از او مگیر... آنگاه كه داخل شدى مانند اشخاص سلطه گر و سخت گیر رفتار نكن، حیوانى را رَم مده و هراسان مكن و دامدار را مرنجان....»

امام در بخش دوم همین نامه به حمایت از حقوق حیوانات مى پردازد و چنین اضافه مى كند:

«در رساندن حیوانات ] مورد مالیات [ آنها را به دست چوپانى كه خیرخواه و مهربان، امین و حافظ، كه نه سختگیر باشد و نه ستمكار، نه تند براند و نه حیوانات را خسته كند، بسپار. سپس آنچه از بیت المال جمع آورى شد براى ما بفرست، تا در نیازهایى كه خدا اجازه فرموده مصرف كنیم. هرگاه حیوانات را به دست فردى امین سپردى، به او سفارش كن تا بین شتر و نوزادش جدایى نیفكند و شیر آن را ندوشد تا به بچه اش زیانى وارد نشود. در سوار شدن بر شتران عدالت را رعایت كند و مراعات حال شتر خسته یا زخمى را كه سوارى دادن براى او سخت است بنماید. آنها را در سر راه به درون آب ببرد و از جاده هایى كه دو طرف آن علف زار است به جاده بى علف نكشاند و هر چند گاه شتران را مهلت دهد تا استراحت كنند و هرگاه به آب و علف زار رسید فرصت دهد تا علف بخورند و آب بنوشند، تا آنگاه كه به اذن خدا بر ما وارد شوند، فربه و سرحال، نه خسته و كوفته، كه آنها را براساس رهنمود قرآن و سنت پیامبر ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ تقسیم نماییم. عمل به دستورهاى یاد شده مایه بزرگى پاداش و نیز هدایت تو خواهد شد. ان شاء الله.»  

فصل سوم: اخلاق زیست محیطى در روایات

چند روایت درباره نگهدارى از درختان

ما انسانها اگر بدانیم كه واقعاً وجود درختان چه ثمراتى براى ما دارد، هیچ گاه به آنها آسیب نمى رسانیم، تا چه رسد كه آنها را از بین ببریم. وجود درخت ـ حتى اگر میوه هم نداشته باشد ـ فواید بسیارى دارد. از آن جمله:

1ـ سبزى درخت باعث افزایش نور چشم مى شود؛

2ـ سبزى درخت باعث طراوت و شادابى روح مى شود؛

3ـ اكسیژن فراوان در هوا منتشر مى كند و باعث تصفیه هوا و كم شدن آلودگى مى شود؛

4ـ از فرسایش بیش از حد خاك جلوگیرى مى كند.

در این باره به چند روایت توجه كنید.

امام صادق ـ علیه السلام ـ مى فرماید:

«درختان میوه را قطع نكنید كه خداوند بر سر شما عذاب سختى فرو مى ریزد.» 

نیز شخصى از امام صادق ـ علیه السلام ـ مى پرسد: آیا قطع درخت اشكال دارد یا نه؟ امام مى فرماید: نه اشكالى ندارد. مى پرسد: قطع درخت سدر چه؟ مى فرماید: اشكالى ندارد، قطع درخت سدر در بیابان مكروه است، چون این درخت در صحرا كمیاب است، اما در اینجا ] كه درخت سدر فراوان است [ كراهتى ندارد.   

در فضیلت درختكارى

در سخنان معصومان ـ علیهم السلام ـ فضایل زیادى درباره درختكارى و پرورش گل و گیاه نقل شده است كه بخشى از آنها را از نظر مى گذرانیم.

«پیامبر خدا ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: اگر قیامت فرا رسد و در دست یكى از شما نهالى باشد، چنانچه بتواند آن نهال را بكارد، این كار را بكند.»  

«پیامبر خدا ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: هیچ كسى نیست كه درختى بنشاند، مگر اینكه خداوند به اندازه میوه اى كه آن درخت مى دهد، براى او اجر بنویسد. 

«رسول خدا ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ چنین فرمود: مسلمانى نیست كه بذرى بیفشاند یا نهالى بنشاند و از حاصل آن بذر و نهال پرنده اى یا انسانى یا چرنده اى بخورد، مگر آنكه براى او صدقه محسوب شود.»  

«پیامبر خدا ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: هر كه درختى بنشاند و در راه نگهدارى و رسیدگى به آن صبر كند تا میوه دهد، در قبال هر میوه اى كه از آن بخورند براى او یك صدقه نزد خدا منظور مى شود.» [18]

«امام باقر ـ علیه السلام ـ به نقل از پدرش مى فرمود: بهترین كارها كشاورزى است؛ آن را مى كارى و نیكوكار و بدكار از آن مى خورند. نیكوكار مى خورد و برایت از خدا آمرزش مى طلبد و بدكار مى خورد و آنچه خورده او را لعن و نفرین مى كند و چرندگان و پرندگان نیز از آن بهره مند مى شوند.»  

«امام باقر ـ علیه السلام ـ به نقل از امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ مى فرمود: هر كه با وجود داشتن آب و خاك نیازمند باشد، خداى (از رحمت خود) دورش گرداند.»  

«امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: در آیه "مؤمنان باید به خدا توكل كنند": منظور از مؤمنان، كشاورزان است.»  

«امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: در میان كارها هیچ كارى نزد خدا محبوب تر از كشاورزى نیست و خداوند هیچ پیامبرى بر نیانگیخت مگر آنكه كشاورز بود، به جز ادریس كه خیاط بود.» 

درباره حقوق حیوانات

«پیامبر خدا ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ ماده شترى را دید كه زانویش بسته شده و جهاز همچنان بر پشت او بود. پرسید: صاحب آن كجاست؟ به او بگویید خودش را براى دادخواهى این شتر در قیامت آماده كند.»  

«پیامبر خدا ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ مى فرمود: خداوند مدارا كردن را دوست مى دارد و بر انجام دادن آن كمك مى كند. پس هرگاه چارپایان لاغر را سوار شدید آنها را در منزلهایشان فرود آورید؛ اگر زمین خشك و بى گیاه بود با شتاب از آن بگذرید و اگر سرسبز و پرعلف بود آنها را در آنجا استراحت دهید.»  

«نیز مى فرمود: چارپایان سالم را سوار شوید و آنها را سالم نگه دارید و كرسى خطابه و صحبتهاى خود در كوچه و بازارها نكنید، چه بسا مركوبى كه از سواره اش بهتر است و بیشتر از او به یاد خداى تبارك و تعالى است.»  

«آن حضرت مى فرمود: حیوان شش حق به گردن صاحب خود دارد: هرگاه از آن پیاده شد علفش دهد، هرگاه از آبى گذشت آن را آب دهد، بى دلیل آن را نزند، بیشتر از قدرتش آن را بار نكند، بیشتر از توانش آن را راه نبرد و مدت زیادى روى آن درنگ نكند.»  

«رسول خدا ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: به صورت حیوانات نزنید؛ زیرا آنها حمد و تسبیح خدا مى گویند.»   

«پیامبر خدا ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: زنى بدكاره سگى را دید كه بر سر چاهى له له مى زد و كم مانده بود از تشنگى بمیرد. او كفش خود را درآورد و آن را به روسرى خود بست و براى آن سگ از چاه آب كشید، پس خداوند گناهان او را به سبب این كار آمرزید.» 

«پیامبر خدا ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: هر حیوانى ـ پرنده یا جز آن ـ كه به ناحق كشته شود در روز قیامت از قاتل خود شكایت خواهد كرد.»  

«پیامبر خدا ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: هر كس گنجشكى را بى سبب بكشد آن گنجشك در روز قیامت از او به درگاه خدا بنالد و بگوید: پروردگار من! فلانى مرا نه براى استفاده كه بى سبب كشت.» [30]

«پیامبر خدا ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: اگر ستمى كه بر حیوانات مى كنید بر شما بخشیده شود، بسیارى از گناهان شما بخشوده است.»  

«پیامبر خدا ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ در خطاب به صاحب حیوانى فرمود: آیا نسبت به این زبان بسته اى كه خداوند در اختیار تو گذاشته است از خدا نمى ترسى؟ آن حیوان بى زبان از گرسنگى و رنجى كه به او مى رسانى نزد من شكایت كرد.»  

«پیامبر خدا ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: نفرین خدا بر كسى كه حیوانى را مُثله كند (و زنده زنده گوش و زبان و بینى آن را ببرد.)»  

«ابن عباس مى گوید: پیامبر از كشتن هر جاندارى نهى مى فرمود مگر آن كه آزار برساند.» 

«امام صادق ـ علیه السلام ـ مى فرمود: زنى به سبب آن كه گربه اى را بسته بود تا از تشنگى مرد به عذاب خدا گرفتار آمد.»  

فصل چهارم: اخلاق زیست محیطى در حكایات

آمرزش به سبب سیراب كردن سگ

در جلد 14 بحارالانوار از كتاب حیوة الحیوان دمیرى نقل شده كه رسول خدا ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: زنى در بیابان مى رفت و سخت تشنه شده بود تا به چاهى رسید كه در آن، آب بود خود را به قعر آن رسانید و آب آشامید و سیراب شد و بیرون آمد، دید سگى از شدت تشنگى خاكهایى كه نم دار شده را مى خورد. به خود گفت: این سگ بیچاره مانند من تشنه شده است. بر او رقت كرد و به زحمت خود را به آب رسانید و موزه پایش را پر از آب كرد و به دندان گرفت و بالا آمد و سگ را سیراب نمود. خداوند این كارش را پذیرفت و تلافى فرمود و او را آمرزید.

گفتند: یا رسول الله! آیا براى ما در احسان به حیوانات پاداشى است؟ فرمود:

«نعم فى كل كبد حراء برطبه اجر

«آرى، خنك كردن هر جگرى كه عطش دارد اجر خواهد داشت

و نیز در همین كتاب است كه رسول خدا فرمود:

«شب معراج، داخل بهشت شدم و كسى را دیدم كه سگ تشنه اى را سیراب كرده بود. 




دنبالک ها: سایت راسخون،
[ یکشنبه 27 تیر 1389 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ سهیلا ]

درباره وبلاگ

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تبادل لینک

خرید بک لینک